کیمیاکیمیا، تا این لحظه: 18 سال و 2 ماه و 8 روز سن داره
یلدایلدا، تا این لحظه: 13 سال و 10 ماه و 14 روز سن داره

فرشته زندگی ما kimiya omidetayebe

فرشته نویسنده وبلاگ هستم

روز دختر

کیمیاجون امروز سالروز تولد حضزت معصومه (س)خواهر گرامی حضرت رضا (ع) وروز دختر می باشد این روز را به تو وهمه ناز دخترای نی نی وبلاگی تبریک میگم وآرزوی سلامتی ونشاط برای همه دخترای گل ودوست داشتنی این آب وخاک را دارم دعا کنیم که در این روز عزیز همه ی دخترای خوب مان خوشبخت وعاقبت بخیر شوند انشاالله   ...
8 مهر 1390

من میگم .تو میگی

من میگم چکار کردی ؟ تو میگی ثبت نام کردم من میگم بالاخره کجا؟ تو میگی مهد قرآن من میکم کجا ؟اسمش چیه ؟ تومیگی نمیدونم اسمشو من میگم خوب برو از مامانت بپرس تومیگی باسه خبلشو میدم من میگم از کی میری؟ نومیگی از فدا من میگم با کی؟ تومیگی با ماسین بابایی من میگم کلاس چندم ؟ تومیگی کلاس ابل من میگم چی بخونی تو میگی قرآن. شعر.دلس .بازی. سرسره بازی من میگم منم باخودت میبری؟ تومیگی نه مهد که جای عمه عسلا نیست خلاصه یکی من بگو  یکی تو جواب میدی . بالاخره خسته میشی .میگی من لالا .. نه اینکه مهد رفتنو دوست داری میخوای که زود بخوابی تا زود تر صبح بشه وبر ...
1 مهر 1390

بابا آب داد

آنکه شبهای مرا مهتاب داد  روز اول گفت بابا آب داد ای طنین درس عشقت دلپذیر مثل رودی در فرا دست کویر درکلاس تو دلم آرام بود در کتابم درسی از بادام بود در خیالم درسی از سارا مانده است در کفم بادام دارا مانده است ای فدای تو تمام هست ونیست دفتر دل مانده است در سودای بیست تا الفبا را به من آموختی در دلم نور ونوا انداختی با تو خوش مانده ست یاد کودکی بوی جوی  مولیان  رودکی روز اول سال تحصیلی همه دختر پسرا مبارک           ...
1 مهر 1390

بوی ماه مهر

باز آمد بوی ماه مدرسه................ باز فصل پاییز این فصل دل انگیز آمد صدای خش خش برگها زیر پای  دانش آموزانی که همراه با مادر ودر دستش شاخه گلی که به معلمش  هدیه کند شوق وشور کودکی........ کفش نو .لباس نو .مداد ودفترای تمیز .. همه وهمه یادش بخیر بچه بودیم از  شوق مدرسه رفتن اونم خودمون در  نزدیکترین مدرسه وبا پای خودمون  تا صبح خواب نداشتیم    حالا بابا مامانا از بچه ها شوق  وشورشون بیشتره فیلمبرداری میکنندوعکس میگیرند واز زیر قرآن  ردشون میکنند  .سرویس گرفتن وشهریه  دادن ودفترای شیک وزیباوچاشتای  خوشمزه و آخر...
1 مهر 1390

اول مهر 90

حالا بگم برای نازنین گلم که امسال اولین مهرماه از عمرمه که درمنزل هستم آخه میدونی من جامو با تو عوض کردم یعنی میز ونیمکت ودرس وکتابو گذاشتم کنار وشما دخمل گل گلابی رفتی بسوی کسب علم ودانش.  خیلی جالبه نه ؟ روز گاره دیگه !همینطوری برای خودش میچرخه و آدمارو هم می چرخونه یکی میاد یکی میره . زمونه ست دیگه امیدوارم زمانی هم بیاد که ما شاهد موفقیتهای تو در سالهای آتی باشیم   این چند شاخه  ی گل تقدیم همه ی معلمای خوب ومهربون   ...
1 مهر 1390

عکسهای دیدنی

امروزکه فایلهای سیستم رو بررسی میکردم جند تا عکس که تا حالا خودشونو قایم کرده بودند پیدا کردم حیفم اومد که در وبت نذارم   کودک جستجوگر  ...
28 شهريور 1390

بابای عزیزم بهترین بابای دنیا تولدت مبارک

باباامیدعزیزم:     زادروزت شیرین،پرعشق ونور آفرین باد قهقهه هایت آسمانی وآرامش بابایی نازم تا آخرعمر بامن ومامانی همراه باد باباجونی خیلیییییییییییییییییییییییییییییییی دوستت دارم باباجونم الهی همیشه سایه ت روسرمون باشه بابای مهربونم میدونی توبهترین بابای دنیایی هزاران شاخه ی گل یاس تقدیم باباامیدم دختر کوشولو وناناز باباامید کیمیا................... راستی آجی جون تولدشماهم موبالک باسه  ................بذار بیام مشهد باهم یه جشن حسابی میگیریم باسه آجی جون..........   این شاخه گلم تقدیم آجی جون        ازطرف کیمیا   ...
25 شهريور 1390

تولد همسری

کیمیای عزیزم دختر دلبندم امروز٢٤شهریور.تولد آجی فاطمه ست  که همین جا به آجی جون تبریک میگم وامیدوارم موفق وسربلند  وعاقبت بخیر باشه اما فردا که تولد باباییه چه کنیم خوب فعلا میرم یک غذای خوشمزه  از اون تباب هایی که شما دوست داری درست می کنم  تا باباجون امید که اومد باهم بریم کنار آب (رود دز در دزفول)  ویک جشن سه نفره وصمیمی داشته باشیم   همسرعزیزم تولدت مبارک انشاالله از فردا صدسال ذیگه باهم زندگی کنیم            همسرت طیبه   ...
25 شهريور 1390