مدرسه های قدیم چه زیبا بودند
مدرسه های قدیم یادش بخیر بخاری ذغال سنگی میز ونیمکت چوبی خط کشای آهنی لباسامون جنسش از پارچه ای بنام ارمک ورنگ تیره ویقه های لباسامون ازجنس پلاستیک گه گاهی گردنمونو اذیت میکردودفترای مشقامون کاهی بود پاک کن هایی دورنگ وچاشتمون سنجد بود وشکلاتی بنام قانفوت چه حالی میکردیم وقتی 2ریال میگرفتیم و1ریال سنجد که تقریبا نیم کیلو میشد وبا دوستامون می خوردیم دلامون خیلی بهم مهربون بودشبا باید با قلم فرانسه خط تحریری مینوشتیم وبا خشک کن خشک میکردیم وای....دوات مون لیقه داشت...
معلم کلاس اولمون که خدابیامرزش دفتر مشقامونو خط میزد وما کلی کیف میکردیم که یک خطی با دستای مهربونش کشیده وشب به بزرگترا نشون میدادیم وحالا معلما اگه خطی تو دفتر بکشند که هیهات..............
باهمه اینا درسخون بودیم........ خدابیامرزش مش کاظم رو باتیشه میزد روی یک تکه آهن وزنگ تفریح اعلام میشد دنگ ودنگ ودنگ........ در دو نوبت صبح وعصر به مدرسه میرفتیم وکلی پرتلاش وزرنگ بودیم بچه های حالارو ببینید وخود قضاوت کنید

توکلاسمون رو میزای چوبی که گاهی هم لباسمون بهش گیر میکرد دارا وندار وتنبل وزرنگ وگاهی چهار نفری تو یک میز می نشستیم وچقدر همدل بودیم ویاور هم.......چه دلای با صفایی داشتیم چی شدند کجارفتند اون دلا........




مدرسه های قدیم چه زیبا بودند
